روان شـناســی كودك
رفتارهــای ناسازگارانه: رفتارهایی هستند که با نظر پدر و مادر ، اطرافیان و جامعه سازگاری ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسیار بدی را در اطرافیان ایجاد می کند به طوری که خود نیز تحت تأثیر واکنش های ناخوشایند آن، از سوی دیگران واقع می شوند. انــــواع رفتــــارهای ناسازگارانه : کــــودکان بیش فعـــال و کمبـــود توجه : کــــودکان لجباز و نافـــــرمان : کــــودکان اختلال سلــــوک : علل و انگیــــزه های ناسازگاری فــــــرزندان : گروهی معتقدند بسیاری از ناسازگاری های کودکان ریشه در سرشت و طینت آن ها دارد که به همراه ژن از طریق والدین به آن ها منتقل می شود. 2. علل زیستــــــــــی : مانند نقص عضو، اختلال در بینایی و شنوایی و اختلال در مغز و دستگاه های عصبی در قبل یا حین یا بعد از تولد می تواند از دیگر عوامل باشد. 3. علل روانــــی : مانند وجود فشارهای درونی، میل به استقلال، وجود تعارض و کشمکش در زندگی روزمره خصوصاً زمانی که کودک خود را بی پناه و بدون پشتوانه احساس کندف عادات عصبی مانند ناخن جویدن و انگشت مکیدن و .. در او مشاهده می شود. مانند احساس محرومیت از محبت والدین، ناکامی از دستیابی به اهداف مورد علاقه، ولادت کودک جدید در خانواده، عدم امنیت عاطفی به هر دلیل ممکن. 5. علل اجتماعــــی : مانند نابسامانی و اختلاف و درگیری بین اعضای خانوادهف متارکه ی والدین، بدآموزی از الگوهای خانه و مدرسه و جامعه، عدم مقبولیت در بین دیگران، یادگری رفتارهای نامطلوب از گروه همسالان، عدم نظارت کافی والدینف عدم وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشکلات اقتصادی و .... 6. علل تربیتـــــی: مانند عدم یا افراط محبت، ناهماهنگی بین عاملان تربیتی در خانه و مدرسه و جامعه، برآورده کردن تمام خواسته های کودک بدون چون و چرا و یا بالعکس، تنبیه بدنی و آزارهای روانی، مقایسه و تحقیر و سرزنش کودک و ... چگونه با رفتــــارهای ناسازگارانه فـــــرزندان برخورد کنیم ؟ * افکار غلط و انحرافی درباره فرزند خود نداشته باشیم. مثلاً فرزندم این کار را می کند تا حرص مرا در بیاورد. یا او باعث تمام مشکلات در خانه است. چنین افکاری زمینه به وجود آمدن احساس بسیار بد را نسبت به فرزند مهیا می کند و یقیناً بر رفتار ما و او اثر منفی می گذارد. * از ارائه دستورات مبهم، کلی و تکراری اجتناب کنیم. مثلاً به جای این که بگوییم «خودت را جمع و جور کن» شفاف و مشخص بگوییم که از او چه می خواهیم مثلاً دوست دارم تا پنج دقیقه دیگر دفتر و کتاب هایت را از وسط اتاق جمع کنی. * به جای سخنرانی و بحث و جدل، کوتاه و مؤثر با لحنی محکم ولی در کمال آرامش به او گوشزد کنیم که رفتارش در ما چه تأثیری گذاشته و اگر از این رفتار خود دست برندارد چه عاقبتی در انتظار اوست. * به یاد داشته باشیم عاقبتی را برای او مشخص کنیم که شدنی و کوتاه مدت باشد. مثلاً نگوییم « برای همیشه ازاین خانه خواهم رفت» یا «حق نداری از این به بعد تلویزیون تماشا کنی» بهتر است بگوییم امروز از دیدن این برنامه محروم هستی و یا این هفته تو را به پارک نمی برم. * انجام دادن خواسته هایمان را وظیفه او ندانیم بلکه بعد از انجام دادن دستوراتمان او را با کلام و هدایای مورد علاقه تشویق نماییم. * با مشارکت فرزندمان لیستی از مهمترین قوانین در خانه به ترتیب و همراه با روش انجام دقیق آن ها تهیه کرده و پس از مشخص کردن نوع محرومیت برای انجام ندادنشان، با قاطعیت اجرا کنیم. * عوامل مشکل ساز را شناسایی و در جهت رفع آنها اقدام نماییم. * سعی کنیم فرصتی را ایجاد کنیم تا کودکان بتوانند نسبت به رفتارهای نامناسب خود فکر کنند. * ار تنبیه بدنی اکیداً خودداری نموده و در صورت نیاز از محروم سازی های کوتاه مدت استفاده کنیم. * برای شنیدن مسائل و مشکلات فرزندان وقت گذاری کنیم. * از ســــرزنش و تحقیر کردن و مقایسه فرزندان جداً خودداری کنیم. * علایم هشدار دهنده خشم را به فرزندان آموزش دهیم تا بتوانند خشم خود را بهتر کنترل کنند از جمله علایم : علایم جسمی مثل (افزایش ضربان قلب، سریع شدن تنفس، عرق کردن، سفت شدن عضلات ، داغ شدن بدن و ...) علایم فکری مثل (ازش متنفرم، می خوام بزنمش، داره به من زور میگه و ...) علایم رفتاری مثل (داد زدن، تهدید کردن، لرزیدن، لگد و کتک زدن، گریه کردن و ...) * روشهای آرامش دهی را به آنها آموزش دهیم از جمله : * یکی از دلایل عصبانیت و ناراحتی فرزندان این است که نمی توانند احساسات خود را به درستی بیان کنند، با کمک عکس و فیلم و نقاشی یا صورتک های کارتونی انواع احساسات مثل ( خشم، ترس، شادی و غم و....) را به آنها آموزش دهیم. * چون بسیار از ناسازگاری های کودکان به دلیل عدم آشنایی والدنی با مهارت های زندگی است توصیه می شود مهارت های ارتباطی مثل گوش دادن، ابراز وجود، حق مسأله و تصمیم گیری و دیگر مهارت های زندگی را خود بیاموزیم و به فرزندانمان نیز آموزش دهیم.(جهت آشنایی بیشتر می توانید به بروشورهای مهارت های زندگی از شماره 34 تا 44 مراجعه فرمایید) * در مورد کودکان بیش فعال علاوه بر موارد فوق رعایت موارد زیر تأکید می شود: شیر مادر بهترین و کامل ترین غذا برای مـــــزایای در دوره های مختلف رشد و تکاملی کودک مـــــــزایای تحقیقات مشخص کرده اند تغذیه انحصاری با مــــــزایای اقتصـــادی ـ اجتماعـــی بنابر اظهارات معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی فواید تغذیه با ۱- کاهش هزینه ها به طوری که تغذیه با شیرمادر موجب افزایش نیاز ۲ - تغذیه با شیرمادر علاوه بر کمک به رشد و تکامل کودک از خروج جنبـــــه های ایمنـــــی شیـــــــر سیستم ایمنی نوزادان در بدو تولد ضعیف است بنابراین مستعد عفونت های نحوه شیــــر دادن در شـــرایط خاص تغذیه نوزاد از ساعات اولیه پس از تولد باید شروع شود و تعداد دفعات تغذیه با شیــــــر مـــــــادر پس از عمل در افراد سزارینی نوع ضد دردی که مادر در طی عمل دریافت کرده است در در تغذیه با شیر مادر یکی از مسائل مهم، تغذیه در چند قلویی هاست. در نـــــــــوزادان کـــــــــم وزن نوزادان کم وزن اصولاً به صورت نارس متولد می شوند. در صورتی که زنده بعـــد روانـــــی تغذیه شیــــــرمـــــادر دکتر ابوالقاسم مهری نژاد روان شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا کودکان، امروز با هم دوستان صمیمی هستند و فردا به ظاهر دشمن می شوند. هرکسی که با آنها از مدرسه به خانه می آید دوست لحظه ای آنهاست. بدین ترتیب گردهمایی ها و گروههای دوستان مداوم تشکیل می شوند و از هم می پاشند. والدین زمانی که کودکشان برای دوست یابی و نگه داشتن آنها مشکل پیدا می کند، احساس ناتوانی می کنند. هر نوباوه ای نیازمند چند دوست خوب و یا گروهی است که بتواند آنها را متعلق به خود بداند، زیرا با داشتن آنها می تواند چیزهای زیادی درباره خودش بیاموزد. حال به راهکارهایی برای دوست یابی و حفظ دوستان از سوی کودکان دقت کنید. برای کودکان در تمام سنین ، تجارب زودهنگامی فراهم کنید. اگر کودک خردسالی ، امکان برقراری ارتباط با دیگران را نداشته باشد، نمی تواند بیاموزد که چطور در اجتماع رفتار کند. به او مهارت های اجتماعی را بیاموزید و هنگامی که دوستی اش خاتمه یافت یا احساس مشکل کرد به او کمک کنید. برای زمان بازی خردسالان و کودکان قبل از سنین مدرسه برنامه ریزی کنید. اطمینان یابید که کودک نوپای شما فرصتهای زیادی دارد که با دیگر کودکان باشد. اگر در محلی که زندگی می کنید کودکان زیادی نیستند، کودکان را برای بازی دعوت کنید. موقعیت و زمان بازی را تا هنگامی که روابط تثبیت نشده اند و بزرگسالان نیز علاوه بر کودکان همدیگر را نشناخته اند، محدود کنید. روی اولین تجارب کودکان نظارت کنید و آماده باشید تا با دخالت در کارشان بازی آنها را آسان کنید. گـــــــردشهای خانوادگـــــــی اجتماع چند گروه خانواده فرصت خوبی برای ورود کودکان در موقعیت های اجتماعی به همراه کودکان سنین مختلف فراهم می کند. این موقعیت ها به کودک شما فرصت می دهد مهارت های اجتماعی را به کار گیرد و در عین حال نظاره گر ارتباط شما با مردم دیگر باشد. همچنین گردشهای خانوادگی باعث ایجاد پیوندهای عمیق داخل خانواده می شود و بعدها که کودکتان باید مقابل فشار گروه همسالان ایستادگی کند؛ چنین گردشهایی نتیجه خود را نشان خواهد داد. پافشاری نکنید. کودک را در مقابل مردم انگشت نما نکنید، از جملاتی مثل « نمی تونی به دایی ات سلام کنی؟» یا « برای همه از یک تا ده بشمر» بپرهیزید. هرچقدر کودک در موقعیت های اجتماعی به خودش توجه بیشتری داشته باشد، احساس راحتی برای او مشکل تر خواهد بود. به کـــــودک بــــرچسب نــــــــــــزنید توصیف کودکتان به عنوان خجالتی ، تنها، ساکت و یا سرد، روشی غلط است که بعد تاوانش را پس خواهید داد. برای نمونه در حال گذشتن از کوچه هستید و به آشنایی برمی خورید. مریم 2 ساله یا بیشتر در سلام کردن یا حتی نگاه به فرد آشنا تردید دارد. رو به فرد آشنا می کنید و می گویید « مریم خجالتیه » ولی نمی دانید که با برچسب زدن به کودکتان رفتار او را تقویت می کنید. عینا زمانی که به کودکتان برچسب انزواطلب و یا دچار مشکل در دوست یابی را می زنید، رفتار اجتماعی نامناسب را در او برمی انگیزید. در حالی که می توانید با گفتن جملاتی او را تشویق کنید تا اجتماعی تر باشد. «تازه الان دیدنتون چند دقیقه طول می کشه تا بهتون عادت کنه.» این جمله را به جای این که بگویید «همیشه همین طوره» به کار ببرید. کشف علت دوست گــــریــــــزی کــــودک اگر کودکتان در ایجاد و نگهداری دوستی ها مشکل دارد، بکوشید علت آن را دریابید آیا آنقدر حساس است که همیشه احساساتش جریحه دار می شود و دوستانش را از دست می دهد؟ آیا ساکت است و نسبت به ارتباط با دیگران بی تفاوت است؟ آیا تهاجمی و قلدر است و به همین علت کودکان دیگر نمی خواهند با او باشند؟ آیا از مهارت های اجتماعی برخوردار نیست؟ آیا مهارت های لازم را برای یک دوست باوفابودن ندارد؟ صحبت با کــــــــــودک دقیق باشید. درباره رفتارهایی که مشاهده می کنید و این که چگونه موجب تاثیرگذاری بر روابط می شوند، گفتگو کنید. درباره دوستی صحبت کنید. اگر کودک به دلیل تمام شدن یک رابطه دوستی از نظر روانی آسیب دیده است، درباره وضعیت دوستی ها و این که چطور طی سالها دوستان زیادی خواهد داشت که بعضی از آنها به مدت طولانی و بعضی از آنها تنها مدت کوتاهی دوست او خواهند بود، گفتگو کنید. به او بگویید اغلب مردم انواع زیادی دوست دارند. مانند یار ورزشی ، همدرس و تعداد کمی یاران مورد اعتماد دارند. مشخصات یک دوست خوب را بگویید، از کودک بخواهید نام یکی از همکلاسی هایش را که همه او را دوست دارند بگوید و سپس درباره خصوصیات او چنین بپرسید: چطور رفتار می کند؟ چه کارهایی انجام می دهد؟ ویژگی های یک دوست خوب چیست ؟ کدامیک از این ویژگیها را از کودک شما دوست دارید و داشته باشد؟ تعییـــن اهــــداف دوستــــــــی با همدیگر در این باره صحبت کنید که دوست دارد چه مهارت های اجتماعی و چه طور دوستی هایی داشته باشد، بیشتر کودکان می توانند به آسانی کودکانی را که دوست دارند، با آنها دوست باشند، نام ببرند. ارائه الگــــوی مناسب کودک شما خواهد کوشید دقیقا مانند شما رفتار کند. بنابراین به یاد بسپارید زمانی که شما را در حال خوش آمدگویی به مردم ، گفتگوی تلفنی ،خرید، بازی و یا انجام هر کار دیگری با مردم می بیند، الگوی رفتار اجتماعی را به او نشان می دهید. اگر خجالتی بودن یکی از مشخصات شماست ، او ممکن است از خجالتی بودن شما تقلید کند و بنابراین، شاید لازم باشد که این مشخصه خودتان را تغییر دهید. به یاد بسپارید که مهارت های اجتماعی دیگری هستند که شما به طور ناخودآگاه در حال آموختن آنها به کودکتان هستید؛ حتی اگر ترجیح می دهید که آنها را یاد نگیرد. ایفـــای نقـــش بـــرای آمـــوزش کـــودک اجرای نمایش ، فرصتی عالی در اختیار شما قرار می دهد که روشهای مناسب رفتار با دیگر مردم را به کودک ارائه دهید. از کودکتان بخواهید که آنها را طوری که مشکل ایجاد نکند تمرین کند. ابتدا موقعیت های ساده ای را نشان دهید و سپس آنها را پیچیده تر کنید. موقعیت ها می تواند شامل دعوت یک دوست به بازی ، رد یک دعوت ، مخالفت مسالمت آمیز، صحبت با تلفن ، خوشامدگویی به میهمانان ، گفتگو با کودکان و بزرگسالان و یا نمونه ای از یک ورزشکار خوب باشد. نقشها را بین خودتان عوض کنید. مهارتهــــای گفتگـــو را آمـــوزش دهید. موارد زیر را تمرین کنید: سلام کردن، معرفی، پرسیدن پرسشهای خاصی برای ادامه یافتن گفتگو مثلا چه خبر؟ دیگه چطوری ؟ تکرار نامها را آموزش دهید. نقش معرفی کردن افراد را گوشزد کنید و به کودک بگویید نام دیگران را تکرار کند، تا اطمینان یابد آنها را به خاطر خواهد آورد. افزون بر آن، شخص دیگر لذت می برد که کودک آنقدر مبادی آداب است که می خواهد اسمش را درست یاد بگیرد. همچنین به کودک بیاموزید که پذیرفتنی است که بعد از معرفی شدن به فردی دوباره از او بخواهید نامش را تکرار کند. فـــــرصتهایی بـــــرای تمـــــــرین به کودک فرصت دهید، مهارت های جدیدش را به کار گیرد. بدون مجبور کردن او را تشویق کنید دوستان دیگر را برای بازی دعوت کند. به او پیشنهاد کنید با هم فیلم ببینند، ساندویچ بخورند یا به تماشای فوتبال بروند. به سوی موقعیت های طولانی تر و کمتر برنامه ریزی شده بروید. به تدریج زمانی را که کودکان با هم سپری می کنند، زیاد کنید. برای مثال، به او پیشنهاد کنید دوستی را بعد از مدرسه برای بازی دعوت کند و یا این که شب را با او بگذراند. ابتدا فعالیت های ویژه ای را پیشنهاد کنید تا با آنها زمان را پر کنید، مانند پختن شیرینی با شما و یا رفتن به پارک. سپس خودتان را از برنامه بیرون بکشید، ولی آماده باشید زمان خالی آنها را با یک پیشنهاد خوب پر کنید. نظـــــارت و تشــــــویق بگذارید کودک بداند چه کاری دارد می کند. این کار را با دادن نمره انجام ندهید، بلکه به او بگویید. از تحسین استفاده کنید. چند کلمه تحسین آمیز به کار ببرید تا به کودک بگویید چقدر خوب با دوستش کنار آمده، با میهمان صحبت کرده یا این که در موقعیت های اجتماعی چقدر هوشمندانه عمل کرده است. به او اطمینان بدهید گاهی دوستی ها ادامه نمی یابند و حفظ ارتباط ممکن است کاملا در کنترل کودکتان نباشد. او را مطمئن سازید که این گونه مسائل هرازگاه اتفاق می افتد، ولی در آینده دوستان پایدارتری خواهد یافت والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید. دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه راه حل: با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش. از مدرسه می ترسم! بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش. راه حل: با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند. من مثل کودکان دیگر باهوش نیستم هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند. راه حل: اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد. علت نرفتن به مدرسه را دریابید کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید با دقت کافی وارد عمل شوید آیا فرزندان باعث تداوم یک زندگی می شوند یا برعکس موجب برهم خوردن آسایش در زندگی زناشویی می شوند؟ برای جواب دادن به این سؤال لازم است یک زندگی را قبل از حضور بچه ها و بعد از آن مورد بررسی قرار دهیم. در اوائل سال 1957 دکتر لی مسترز گزارش داد که در83 درصد از اختلافات زناشویی که منجر به جدایی گشته ، مشکلات اساسی بعد از تولد اولین بچه بروز کرده است. دکتر آرتوپی جک بای در مجله ازدواج و خانواده طی گزارشی می نویسد: 87 درصد از زنان و شوهران جوان بعد از تولد اولین بچه یعنی به محض این که فرم خانواده تغییر می یابد، ازدواج خود را در خطر می بینند. دکتر هارولد فلدمن استاد دانشگاه کرنل می گوید: بسیاری از زوجهای جوان می پندارند که اگر پدر و مادر شوند لذت ازدواج برای آنها از بین خواهد رفت. زنان و شوهران جوان در ابتدای زندگی زناشویی از یک آرامش مخصوص برخوردارند. اما وقتی پدر و مادر می شوند با صدای اولین گریه کودک خود در شب درمی یابند که دیگر از آن آسایش و آرامش خبری نیست، و با خرید اولین اسباب بازی برای کودک خود می فهمند که دیگر مانند گذشته نمی توانند همه پول خود را آن طور که می خواهند خرج کنند. زیرا کودک آنها علاوه بر مراقبت و توجه ، نیازهای مادی هم دارد که باید برآورده شود. عدم توانایی عده ای از زوج ها در تطبیق دادن خودشان با موقعیت جدید و ناآگاه بودن از وظایف مادری و پدری و نداشتن آمادگی برای پذیرفتن این تازه واردان است که سبب بروز مشکلاتی در زندگی می شود. اکثر زنان معتقدند پنج سال اول پرورش کودک بسیار مشکل است. زیرا بچه به مراقبت های دائم احتیاج دارد. دراین دوران است که آنان بیشتر ، مشغول انجام وظایف مادری گشته و به نحوی از انجام وظایف همسری خود غافل می شوند. و مورد دیگر که این دوران را مشکل تر می کند، توقعات بیش از حد شوهران و خرده گیری های بی مورد آنان است. زیرا به طور طبیعی هر کودکی وقتی از مرحله نوزادی خارج می شود، نسبت به محیط اطراف کنجکاو گشته و با هر چیزی که در دسترسش باشد بازی می کند. و دراین میان امکان دارد باعث جابجایی و یا شکستن و یا از بین رفتن بعضی از وسائل خانه شود و بعد از انجام این کارهای کودک شکایت های شوهر شروع می شود که مثلاً " چرا مراقب نبودی که فلان چیز نشکند؟" و یا " چرا اجازه دادی به فلان چیز دست بزند؟ . این خرده گیری ها باعث رنجش زن و از بین رفتن آرامش در خانواده می شود و شاید شروعی برای تلخ شدن و از هم پاشیدن زندگی زناشویی باشد. یا مورد دیگری که دراکثر خانواده ها به طور ناخواسته وجود دارد وجود اختلاف نظر در پرورش کودک است. گرچه پدرو مادر هر دو به پرورش صحیح کودک خود علاقه مند هستند اما در بعضی موارد اختلاف عقیده پیدا می کنند. مثلاً کودک برای اجازه گرفتن انجام کاری نزد پدر و مادر خود می آید. یکی اجازه انجام کار را به اومی دهد و دیگری با انجام آن مخالف می کند. گاهی پدر ، کودک را برای انجام کاری سرزنش می کند. این نوع اختلاف نظرهایی که تنها با تشریک مساعی زن و شوهر به راحتی قابل حل است، دربسیاری موارد باعث بروز اختلافات در زندگی زناشویی می شود. مثلاً مادر فکر می کند اگر پدر با انجام فلان کار نظری مخالف او داده است، علتش این است که قصد دارد عقاید و نقطه نظرهای او را نادیده گرفته و شخصیت او را خرد کند و پدر فکر می کند اگر مادر برای انجام کاری که به عقید ه او درست نبوده کودک را تشویق نماید. قصد دارد بدین طریق از قدرت و توانایی او در محیط خانه بکاهد. ناگفته نماند که این اختلاف نظرها نه تنها در شخصیت کودک اثر نامطلوب دارد بلکه سبب بروز اختلافاتی در زندگی زناشویی می شود. متأسفانه در پاره ای از موارد مشاهده شده است که کودک بزرگتر گشته ، حتی از مرحله کودکی خارج شده و به مدرسه می رود، اما روابط پدر و مادر بهتر نشده و هنوز محیط خانه سرد و بی نشاط است. بنا به گفته جامعه شناس معروف "جیسی برنارد" ، اگر خانواده ها قبل از تولد کودک برای پرورش او آمادگی نداشته باشند ، فرزند نه تنها در دوران خردسالی بلکه در دوران نوجوانی که بین 6 تا 14 سالگی است اثرات نامطلوب و عمیقی در خانواده می گذارد. نه تنها در جوامع مدرن امروز، بلکه در جوامع سنتی که هنوز در بعضی از کشورها وجود دارد فشار پرورش کودک بیشتر به عهده زنان است. زیرا پدر تمام مدت روز را مشغول کار و امرارمعاش است و مادر تنها در خانه به پرورش بچه ها مشغول است. فشار و تحمل مسئولیت های مادری به مراتب بیشتر از مسئولیت های پدری است و تحمل این مسئولیت ها بدون یاری پدرکاری بس مشکل و تحمل ناپذیر است. مسئولیت مادر از بدو تولد کودک شروع می شود و تا زمانی که فرزندان کاملاً بالغ گشته و مسیر زندگی خود را جدا کنند ادامه می یابد. بسیاری از زنان و شوهران در تمام این مدت قادر نیستند یکدیگر را دریابند تا وقتی که بچه ها هریک به طرفی رفته و آنها دوباره خود را مانند روزهای اول ازدواج تنها یابند. گروهی دیگر از زنان و مردان تنها به علت داشتن بچه های مشترک به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند و میل و رغبتی به یکدیگر ندارند. و گروهی دیگر چه قبل از پدر و مادر شدن و چه بعد از آن همیشه با علاقه و عشق زندگی کرده اند و ثمره ازدواجشان بچه های موفق بوده است و وقتی علت موفقیتشان را می پرسیم در پاسخ می گویند کهرعایت احترام، داشتن آگاهی، درک کردن یکدیگر، دلسوزی و نداشتن توقع زیاد ، خوشبختی را برای آنان به ارمغان آورده است. پر واضح است که در هر خانواده ای مشکلات کوچک و بزرگی بوجود می آید که ناشی از بزرگ شدن خانواده و افزایش اعضای آن خانواده است.اگر با چنین مشکلاتی برخورد کردید سعی کنید با صبوری و آگاهی آنها را حل کنید. زیرا در تمام دنیا و میان همه ی ملل چنین مشکلاتی بروز می کند و با کمی آگاهی رفع می شود. همواره به خاطر داشته باشید که یک مادر و یا یک پدر خوب بودن، به معنی فراموش کردن مسئولیت های همسری نیست. و فکر نکنید اگرهمه مسئولیت های همسری خود را دفن کنید در پرورش کودک خود موفق می شوید. زیرا بنیان یک زندگی را پدر و مادر می گذراند و رفتار آنان در دیگر اعضای خانواده اثر مستقیم دارد. به دنیا آمدن فرزندان ، ناخودآگاه به مشغولیت های زندگی می افزاید. لازم است بیشتر فعالیت کنید؛ زیرا مسئولیت خطیر مادری و پدری به مسئولیت همسری شما افزوده شده است. برای این که یک کانون خانوادگی گرم تشکیل دهید لازم است مطالب زیر را رعایت کنید: - از مقصر شمردن همسرتان در به وجود آوردن مشکلات به شدت پرهیز کنید. - فراموش نکنید که پرورش فرزندان به عهده زن و مرد است. - از آنجائی که مسئولیت امرار معاش به طور طبیعی به عهده مرد می باشد لازم است ساعاتی را از خانه دور باشد و به ناچار این مادر است که بیشتر از پدر باید در پرورش فرزندان بکوشد. - اگر در مورد پرورش کودکان دچار اشکال شدید با همسرتان در مورد آن مشورت کنید. اما فراموش نکنید که یک مرد از درک کامل احساسات مادرانه عاجزاست ؛ شاید خود شما راحت تر بتوانید مشکل را حل کنید. - هرگز به شوهرتان نگویید : اگر من خوشبخت نشدم تو مقصر هستی. در انتهای این مبحثیکی از پیشنهادات مفید مشاوران خانواده را برای بهبود بخشیدن زندگی زناشویی ارائه می دهیم. بنا به عقیده این عدّه، زنان و شوهران بعد از به دنیا آمدن بچه ها باید سعی کنند هفته ای یک بار و یا حداقل ماهی یک بار بدون حضور بچه ها برای گردش و قدم زدن و یا خوردن شام و نهار از خانه بیرون بروند . این کار تأثیر بسزایی در ایجاد همدلی بیشتر بین همسران دارد. زنی که بیشتر اوقات روز را به مراقبت از بچه ها و تمیز کردن خانه و آشپزی می گذراند، بالاخره روزی از تکرار این کارها خسته شده و زبان به ناله و شکایت باز می کند و می گوید: تو چطور شوهری هستی اصلاً روح من برای تو اهمیتی ندارد. تو کوچکترین توجهی به من نداری، چه بسا که پا را از این حد هم فراتر گذارده و بگوید: تو اصلاً به من علاقه نداری. البته زنان نیز نباید از همسرشان انتظار داشته باشند که حتماً برنامه ای ترتیب دهد تا با آنها چند ساعتی بیرون از خانه باشد. شاید شوهر شما اصلاً نداند که این مسئله چقدر می تواند در زندگی مؤثر باشد. پس به جای این که زبان به ناله و شکایت باز کنید. یک شخص دلسوز را پیدا کنید که چند ساعت از بچه هایتان مراقبت کند، سپس از همسرتان بخواهید که برای شام یا نهار بیرون بروید و حتماً انتظار نداشته باشید که او مقدار زیادی پول خرج کند و شما را به یک رستوران لوکس ببرد. شاید پیدا کردن کسی که شب بتواند از بچه هایتان مراقبت کند مشکل باشد. اگر روز هم برای نهار چنین برنامه ای ترتیب دهید کارتان نتیجه مطلوب خواهد داشت. اگر موضوعی شما را ناراحت کرد ، به جای این که غرولند کنید و یا اینکه دائماً ناله و شکایت کنید صادقانه موضوع را با همسرتان در میان بگذارید. به او اجازه دهید بداند شما چه می خواهید و چه انتظاراتی از او دارید. فراموش نکنید که غرولند کردن و دائماً شکایت کردن غیر از ناراحتی اعصاب و روان نتیجه دیگری ندارد. توصیه نهایی ما به شما این است که هیچ گاه نگذارید وجود بچه ها و کارها و مسائل آنها ، شما را از همسرتان دور کند و رابطه ی گرم و صمیمی شما را دستخوش ناملایمات کند. تعداد قابل توجهی از کودکان پیش دبستانی که در خانه پرحرف و مطمئن به خود هستند در اجتماع به صورت وابسته به دیگران و خجالتی ظاهر می شوند. شما می دانید در برخورد با آنها چگوه باید رفتار کنید؟اینگونه کودکان در خانه کاملاً پرحرف و فعال هستند ولی در دنیای خارج از منزل اعتماد به نفس ندارند. اگرچه کودکان خجالتی ممکن است به صورت غیر اجتماعی خود را نشان دهند ولی در واقع این طور نیستند. یکی از کارشناسان می گوید: آنها به افراد و موقعیتهای جدید علاقه دارند، اما اضطرابشان مانع از برقرار کردن روابط اجتماعی می شود. تحقیقات اخیراً نشان می دهد که قسمت خاکستری مغز افراد خجالتی فوق العاده فعال است که این قسمت از مغز واکنشهای عاطفی بسیار دقیق را کنترل می کند. دقیقاً مانند عکس العمل های سریعی که افراد عادی در هنگام خطر از خود نشان می دهند و از آنها می گریزند، افراد خجالتی نیز به هنگام قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی احساس نگرانی می کنند. به عقیده یکی از کارشناسان اگر شما به زور و اجبار او را وادار به این کار کنید، فرزندتان بیشتر از پیش در کارش پافشاری می کند. پیشنهاد های راهبردی 1-در انتخاب مدرسه دقت کنید: کودکان خجالتی در محیطی مناسب می توانند شکوفا شوند. سعی کنید مدرسه ای انتخاب کنید که نسبت معلم به دانش آموز بیشتر از 1 به 20 نباشد. قبل از شروع کلاسها فرزندتان را به مدت چند روز به مدرسه جدید ببرید، همچنین او می تواند معلمها را از نزدیک ببیند و با محیط مدرسه آشنا شود. به معلمش بگوئید که او خجالتی است و با کمک یکدیگر برنامه ای طراحی کنید تا فرزندتان احساس راحتی بیشتری کند. با آموزگار او در طی سال تحصیلی ارتباط نزدیک داشته باشید تا بدین وسیله بتوانید در حل مشکلاتش راحتتر برخورد کنید. 2-به فرزندتان فرصت آمادگی دهید : اگر کودکتان بداند که در تمام موقعیتها چه اتفاقی می افتد، نگرانی او کم می شود. به عنوان نمونه، چند روز قبل از یک جشن تولد، شما او را به خانه دوستش ببرید تا با والدین او آشنا شده و همچنین از وقایعی که قرار است در این جشن اتفاق افتد آگاه شود. به نظر روانشناسان بهتر است کودک را از یک هفته قبل برای انجام کار یا تجربه جدیدی آماده ساخت مثلاً اگر قرار است که فرزندتان را به دندانپزشکی ببرید یک هفته زودتر او را به مطب برده تا محیط آنجا را ببیند و احساس راحتی بیشتری کند. 3-به حرفهای او با صبر و حوصله گوش دهید : کودکتان را تشویق کنید تا در مورد آنچه که او از آن واهمه دارد صحبت کند و سعی کنید بدون اینکه نگرانیش را فراموش کند بر روی تجربیاتش تأکید کنید. گاهی بهتر است بگوئید: بعضی اوقات من هم این احساس را دارم. 4-در خانه با او تمرین کنید : بازیهای مختلفی خارج از فعالیتهای روزمره فرزندتان انجام دهید مانند ملاقات با یک شاگرد جدید در مدرسه. کارها و بازیهائی ترتیب دهید تا او بتواند به طور یکسان همه موقعیتهای اجتماعی را تجربه کند. به فرزندتان کمک کنید که آنچه را انجام می دهد، تجربه کند . به عقیده روانشناسان تکرار بعضی از بازیها و نقشها کمک می کند تا فرزندانتان کمتر احساس ترس و نگرانی کرده و راحتتر دوستی صمیمانه ای با دیگران داشته باشند. 5-بدبینی او را از بین ببرید : خجالتی بودن معمولاً از الگوها و تفکرهای منفی که باعث بدبینی می شود نشأت می گیرد مانند بچه ها مرا دوست ندارند.از آنجا که کودکان خجالتی آمادگی زیادی در گوشه گیری دارند، پس بهتر است بزرگسالان مواظب رفتار خود باشند و به کودکشان اجازه دهند تا نظاره گر کارهای اجتماعی آنها به عنوان بخشی از زندگی روزمره شان باشند. با این وجود، بهتر است که صبور باشید. با تقویت و جایگزین کردن افکار مثبت به فرزندتان در از بین بردن بدبینی و تفکرهای منفی ذهن او کمک کنید، مثل شما خیلی خوب با او بازی کردی و او را تشویق کنید که خود را باور کند و بداند که او هم می تواند مثل دیگران خوب بازی کند و کاری را انجام دهد . چگونه کودکانی مستقل داشته باشیم؟ ممکن است کودکانی که در بیرون از خانه به طور عادی رفتار می کنند در موقعیتهای خاص خجالتی و کمرو شوند. به عنوان مثال، اگر فرزندتان دوست دارد تا در جشن تولد کنار شما بماند مشکلی نیست ولی باید در چارچوب قوانینی مشخص شده قرار گیرد. به او بگوئید: می توانی برای چند دقیقه پیش من باشی، ولی من دوست دارم که با بچه های دیگر بازی کنی. در طول مسیری که به جشن تولد می روید او را از اوضاع و احوال آنجا آگاه کنید. به او بگوئید که چه وقت بر می گردید (بعد از اینکه همگی کیک خوردید، دنبالت می آیم) همچنین اگر قرار است در جشن تولد بمانید ولی فرزندتان می ترسد که شما او را ترک کنید، کودک را از اینکه جائی نمی روید مطمئن سازید. پایگاه خانواده اولین سازمان تربیتی کودک است و تربیت و پرورش فرزندان از مهمترین وظایف والدین محسوب میشود و هماهنگی والدین در شیوههای تربیتی تاثیر بسزایی در تربیت صحیح فرزندان دارد. هر چه بر تعداد اعضای خانواده اضافه میشود این نظام پیچیدهتر میگردد ، زیرا هر فردی که به خانواده اضافه میشود با سایر اعضا یک رابطه تعاملی برقرار میکند. زوجهای جوان باید تربیت فرزندان را جدی بگیرند و تا زمانی که آمادگی لازم را برای پذیرش مسوولیت و هماهنگی در شیوههای تربیتی پیدا نکردهاند ، نباید برای بچهدار شدن تصمیم بگیرند. روابط کودک در خانواده با سایر اعضا یک شبکه پیچیده تعاملی و درهم تنیدهای را به وجود میآورد. فرزندان براساس نوع تربیتی که والدینشان بر آنها اعمال کردهاند در جامعه حضور مییابند و در بین همنوعان خود زندگی میکنند. به طور مسلم این روابط و کنشهای متقابل در شکلگیری شخصیت کودک اثر میگذارد و حضور والدین در خانه یا عدم حضور آنها برای ساعاتی طولانی آن هم به طور مستمر، تغییراتی را در ساختار و عملکرد خانواده به وجود میآورد. همچنین نحوه تعامل والدین با یکدیگر نیز مستلزم پیامدهایی است که فرزندان از آن متاثر میشوند. بیشتر ما زمانی که رفتار ناشایستی از کسی میبینیم، میگوییم تربیت خانوادگی ندارد.این جمله از نظر علمی نادرست است؛ زیرا هر خانواده شیوه تربیتی خاصی دارد ، حتی اگر این شیوه با تربیت بسیاری از افراد جامعه سازگاری نداشته باشد. اگر خانواده را اولین کانون تربیتی بدانیم، بدون شک والدین، مربیان و معلمان این کانون مهم محسوب میشوند. در این میان، نقش مادر از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا میزان تاثیرگذاری او از زمان انعقاد نطفه آغاز میگردد و در دوران بارداری این تاثیرگذاری فزون میشود. اما حضور موثر پدر هم بسیار تاثیر گذار است. در هر حال، والدین میتوانند برای کودک خود نقش بهترین معلم و الگو را ایفا کنند. کودک از والدین خود ، ویژگیهای اخلاقی، عقیدتی، شخصیتی و سایر گرایشها و نگرشها را میآموزد و در این زمینه از آنان تقلید میکند. قضاوتهای مردم درخصوص رفتارهای گوناگون کودک که آنها را به حساب پدر و مادر کودک میگذارند ، حاکی از واقعیتی است که از مطالعات فراوان به دست آمده است. خانوادههایی که دچار بینظمی و هرج و مرج رفتاری هستند و گاهی سختگیر، گاهی آسانگیر و زمانی متعادل رفتار میکنند ، فرزندانی خواهند داشت که نهتنها در تصمیمگیری و ارتباط با اعضای جامعه دچار مشکل میشوند بلکه نمیتوانند با والدینشان نیز ارتباطی مسالمتآمیز، آرام و دوستانه برقرار کنند. این افراد در بیشتر مواقع برای تعیین خوب و بد یا درست و نادرست دچار تردید میشوند، چون پدر و مادرشان گاهی رفتاری را تشویق و گاهی همان رفتار را تنبیه میکنند.مطالعات جامعهشناسان درباره شکلگیری هوش در جریان تاثیر محیط خانواده نشان میدهد که کودکان باهوشتر معمولا کسانیاند که در خانوادههای صمیمی رشد کرده و از امکانات تربیتی و فرهنگی بیشتری برخوردار باشند. در عصر حاضر که والدین به دلیل مشغله کاری زمان کمتری را کنار فرزندانشان سپری میکنند، باید در همان زمان کم، کیفیت رابطه خود را بهبود بخشند و رفتاری آرام، متعادل و دوستانه با فرزندان خود داشته باشند. والدین نباید در صورت نبود تفاهم در حضور فرزندانشان به مشاجره، قهر و دعوا بپردازند و باید توجه داشت فرزندانی که در خانوادههای تکسرپرست زندگی میکنند ، بسیار متعادلتر از فرزندانی هستند که در خانوادههایی با پدر و مادر، ولی پرمشاجره رشد میکنند. آیات و روایات بسیاری نیز بر نقش والدین تاکید میورزند و این نشان میدهد که مسوولیت خانواده و پدر و مادر تنها تامین غذا و لباس و بهداشت فرزندان نیست، بلکه باید به همه ابعاد وجودی فرزندان در مراحل گوناگون تحول اهتمام داشته باشند و مهمتر از همه آنان را بر فطرت توحیدی و الهی تربیت کنند و بر رفتار، گفتار، عبادت، آموزش، تفریح و ورزش کودکانشان و نیز دوستان آنان نظارت کامل داشته باشند. قرآن کریم ازدواج و تشکیل خانواده را موجب مهر و الفت و محبت بین زن و مرد میداند.(روم. 21)در روایات نیز توصیههای زیادی برای تربیت صحیح فرزندان به والدین شده است . پیامبر اکرمص فرمودند: فرزندان خود را مورد محبت قرار دهید و با آنها مهربان باشید. نسبت به فرزندان خود تقوای الهی را مراعات کنید و برخورد عادلانه با آنها داشته باشید. با کودکان خود بازی کنید و برخوردی کودکانه با آنها داشته باشید. به آنها احترام بگذارید و آداب نیکو را به آنها آموزش دهید. توجه والدین به کودکان، موجب رشد و شادابی و صلاح آنان میشود و آنان را از دامهایی که شیاطین پیشرویشان گستردهاند ، نجات میدهد. توجه نکردن به فرزندان و رها کردن آنها موجب افسردگی، غلتیدن در منجلاب گناه، همنشینی با دوستان بد و در نهایت، نابودی آنها میشود.ترجمه اشعاری از شوقی شاعر میگوید: یتیم آن نیست که پدر و مادرش دیده از جهان فروبسته و او را تنها گذاشتهاند، بلکه کودکی یتیم است که مادرش از پدرش جدا شده یا پدری دارد که سخت گرفتار کارهای خویش است. بنابراین، کودکان علاوه بر غذا و پوشاک و بهداشت، آرامش، مهربانی، محبت و صمیمیت والدین را طلب میکنند و پدر و مادر باید به همه این نیازها پاسخ دهند تا فرزندانی سالم، دارای اعتماد به نفس، کارآمد، اجتماعی، صالح و مومن داشته باشند. اگر والدین در تربیت فرزندان هماهنگی داشته باشند ، اطرافیان هم اجازه دخالت بیموقع و نامناسب را نخواهند داشت و فرزندان با یک شیوه تربیتی مناسب به طور متعادل رشد مییابند.زوجهای جوان باید تربیت فرزندان را جدی بگیرند و تا زمانی که آمادگی لازم را برای پذیرش مسوولیت و هماهنگی در شیوههای تربیتی پیدا نکردهاند ، نباید برای بچهدار شدن تصمیم بگیرند. انسان موجود ظریف و پیچیده ای است.تربیت او کار ساده ای نیست در یک قطعه چوب و سنگ به آسانی می توان تغییر و تحولی بوجود آورد،زیرا جا مدات از خود اراده ای نداشته مقاومتی نمی نمایند،ولی انسان چون دارای شخصیت و اراده است در برابر هر دگرگونی ایستادگی می نماید بعبارت دیگر هما نند چوب و سنگ نیست که خود را در بست در اختیار دیگران بگذارد.از این گذشته،انسان احتیا جات گونا گونی دارد،مربیان می بایستی تمام نیاز مندیهای جسمی و عا طفی و فکری کودکان را در نظر بگیرند تا روش های تر بییتی ،سود مند واقع گردد، والا سهل انگاری در یکی از خواسته های مشروع آنان نتیجه تر بیتی را ،خنثی خوا هد ساخت. غذای فکری کودکان تعلیم و تربیت نوین پرسشهای کودکان رمزی است : والدین امروز، مصداق مصرع «ماه و خورشید و فلک درکارند» تا آینده بهترى را براى فرزندان خود رقم بزنند. آنها در پى تهیه مواد و امکانات بهتر، آنچنان تمام انرژى خود را صرف مى کنند که از خاطر مى برند کودى کودکشان را. والدین امروز فراموش کرده اند که نام کودک، امروز است در عین حال کودکان را براى فرداهاى خیلى دور مانند موفقیت در دانشگاه، تشویق مى کنند و در این چنبره درس خواندن ها براى کودک خاطرات تلخى از امتحان و اضطراب نمره و انبوهى از مطالب دشوار و سخت و پراکنده بدون کاربرد علمى باقى مى ماند. گاه گمان مى کنیم ورزش و تفریح و یا کتاب خواندن مانع موفقیت است در حالى که عادت به مطالعه باید از کودکى آغاز شود. چنانچه کودکتان هنوز یک ساله نشده، خواندن کتاب را در وقت معین شروع کنید. البته بهتر است کتاب تصویردار باشد. کودکان کتابخوان به محیط پیرامون خود تسلط بیشترى دارند، در زیر چند راهکار پیشنهاد شده است تا دسترسى به نتایج را سهل تر سازد. * کتاب هاى گوناگون از نظر شکل ظاهر براى او انتخاب کنید نظیر تاشدنى ها و یا کتاب هایى که از بالا به پایین باز مى شوند.
روانشناسان معمولاً رفتارهای ناسازگار را در سه طبقه تقسیم بندی می کنند:
1. اختلال بیش فعالــــی و کمبود توجه
2. اختلال لجبازی و نافرمانـــی
3. اختلال سلــــوک
گرچه شباهت های زیادی بین آن ها وجود دارد، ولی ویژگی های متمایز کننده ای هم در آن ها به چشم می خورد. ممکن است علایم هر سه طبقه در یک کودک دیده می شود که برای آشنایی بیشتر به رفتارهای هر کدام اشاره می نماییم.
- نمی توانند رفتارشان را کنترل و تنظیم کنند.
- نمی توانند رفتارهای هماهنگ و مناسب با اطرافیان، از خود نشان دهند.
- با علامت هایی مثل کم توجهی، حواس پرتی و کمبود تمرکز همراه می باشند.
- رفتارهای تکانشی آن ها بیش از حد معمول است.
- در کارهایی که به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هیچ تفاوتی با همسالان خود ندارند.
- خیلی سریع توسط محرک های خارجی دچار حواس پرتی می شوند واز کار خود وظیفه اصلی خود (غالباً تکالیف مدرسه) باز می مانند.
- اغلب وسایلشان را گم می کنند و فــــراموشکارند.
- مرتب حـــرکت می کنند و آرام و قرار ندارند.
- میان صحبت دیگـــــران می پرند و تأمل ندارند.
- نوبت را رعایت نمــــی کنند.
- ســــریع از کوره در رفته و اشیا را به سوی دیگران پرتاب می کنند.
- رفتارهای جسورانه و خطـــرناکی از خود نشان می دهند.
- در توجه به جــــزئیات ناتوانند.
- در صحبت کــــردن مستقیم با آنان، به نظر مـــی رسد به گوینده توجــــهی ندارند و گوش نمـــی کنند.
- قادر به پی گیـــری دستورات نیستند و کارها را نیمه کارها رها می کنند.
- از کارهایی که نیاز به تلاش ذهنی دارد اجتناب می کنند.
- رفتارهای منفــی و نابهنجار از آنها زیاد دیده می شود.
- از قوانین روزمره ســـرپیچی می کنند.
- زود قهـــــر می کنند و قشقرق به راه می اندازند.
- با بزرگتــرها بیش از حد بحث و جدل می کنند.
- دیگران را در امور مقصر می دانند و از آزار و اذیت و ناسزاگویی به آنان دریغ ندارند.
- عصبانـــی و زود رنج اند.
- رفتارهای خشــــــونت آمیــــز دارند.
- کینه توز و انتقام گیـــرنده اند.
- معمولاً به حقوق دیگـــران تجاوز می کنند.
- رفتارهایی مانند قلدری و تهدیدی دیگــــران دارند.
- در نزاع و کتک کاری از وسایل خطرناک مانند چاقو و ... استفاده می کنند.
- معمولاً دست به ســـرقت می زنند.
- به اموال عمومـــی و دیگران تخریب می رسانند.
- فرار از خانه و مدرسه در آنها بیشتــــر دیده می شود.
1. علل ارثـــــی :
4. علل عاطفــــــــــی :
* اگر خود تحت فشارهای روانی ناشی از زندگی و کار قرار داریم و نمی توانیم رفتار و گفتار خود را کنترل کنیم، بهتر است قبل از انجام هر کاری در مورد فرزند به فکر روشی برای کنترل فشارهای خود باشیم که تحقیقات نشان داده است اگر والدین بتوانند برخی رفتارهای خود را تغییر دهند فرمانبری کودک بیشتر خواهد شد.
* به نیازهای جسمی، عاطفی، روانی، اجتماعی، اقتصادی فرزندان بیشتر توجه کنیم.
* ارتباط خود را با مدرسه و مسؤولان بیش از پیش تقویت کنیم.
- تنفس عمیق : یعنی دم عمیق با یک شماره و نگهداری هوا در شش ها تا چهار شماره و بعد بازدم آهسته با دو شماره
- تجسم : یک تصویر آرامش بخش مثلاً خود را شناور داخل یک قایق که به آرامی همراه امواج تکان می خورد تجسم کنید یا تصور یک ساعت شنی که عصبانیت مثل دانه های شن به آرامی از بدنش خارج می شود.
- روش آدم آهنی و عروسک پارچه ای : از او می خواهیم مثل یک آدم آهنی عضلات خود را سفت کند و بعد از پانزده ثانیه عضلات خود را سفت کند و بعد از پانزده ثانیه عضلات خود را مثل یک عروسک پارچه ای شل کند.
- حرف زدن های مثبت با خود : ولش کن، بی خیال، خونسرد باش، نمی گذارم مرا عصبانی کند و ...
- دارو درمانی مستمر زیر نظر روانپزشک که ممکن است تا چند سال طول بکشد، چرا که با تشخیص و مراقبت درست اکثریت قریب به اتفاق آنان تا پایان دوره نوجوانی درمان می شوند.
- تأمین خواب مناسب شبانه به هر طریق ممکن، حتی با اعلام خاموشی برای تمامی اعضای خانواده، مثلاً ساعت 9 شب.
- پرهیز از خوردن قند و شکر، نوشابه گازدار، کاکائو، چیپس، پفک و ...
- آموزش والدین در زمینه شیوه برخورد با آنها و نحوی کمک کردن به فرزند بیش فعالشان در انجام کارهای روزانه.
نوزادان و شیرخواران تا پایان ۲ سالگی است. به طوری که تغذیه انحصاری با شیرمادر از
بدو تولد تا پایان۶ ماهگی و سپس ادامه آن همراه با تغذیه تکمیلی تا ۲ سالگی منجر به
رشد و تکامل کودک می شود.مزایای شیر مادر از جنبه های مختلفی قابل بررسی است جنبه
هایی چون فواید مربوط به کودک و مادر، فواید اقتصادی، اجتماعی و ...
مــــربوط به کــــودک :
براساس نیاز شیرخوار ترکیبات شیر مادر تغییراتی پیدا می کند. به عنوان مثال در
روزهای اول پس از تولد که بدن نوزاد هنوز سیستم ایمنی ضعیفی داشته و پادتن های لازم
را جهت مبارزه با میکروب های بیرونی ندارد، در این دوران شیرمادر با شرایط کودک
تطبیق پیدا کرده زرد رنگ و غلیظ تر است که آغوز (کلستروم یا ماک) نامیده می شود که
اولین و بهترین واکسن برای حفاظت کودک بر ضد بیماری های عفونی است. دکتر علی رمضان خانی معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی از
دیگر فواید شیرمادر می گوید: کاهش مرگ و میر نوزادان در اثر بیماری های اسهالی،
کاهش ابتلا به پنومونی و عفونت های گوش میانی و عفونت های حاد تنفسی، کاهش ابتلا به
آسم، آلرژی و اگزما، عدم نیاز به دادن آب و قند حتی در مکان های گرم و خشک، عدم
پرخوری شیرخوار و چاق نشدن وی در نتیجه اختلاف در ترکیب چربی شیر مادر، ماده ای سهل
الهضم برای شیرخواران بیمار، هضم و جذب راحت تر چربی و پروتئین شیرمادر، ارضای
غریزه مکیدن کودک، جذب بهتر آهن شیرمادر و... .
مــــربوط به مـــادر :
شیرمادر فواید متعددی برای خود مادر در بردارد. در رابطه با برخی از این فواید دکتر
رمضان خانی می گوید: تغذیه انحصاری و مکرر شیرخوار با شیر مادر منجر به پیشگیری از
حاملگی زودرس، برگشت سریع تر رحم به حالت اولیه، کاهش احتمال ابتلا به سرطان پستان
و تخمدان، بهبود وضعیت روحی عاطفی مادر، برگشت سریع تر وزن مادر به حالت اولیه می
شود.
شیـــرمـــادر :
شیرمادر از جنبه های مختلف اجتماعی ـ اقتصادی شامل موارد زیر است:
تغذیه مادر در دوران شیردهی می شود افزایشی که به مراتب ارزان تر از هزینه خرید
شیرخشک و غذاهای آماده ای است که برای شیرخواران محروم از شیرمادر استفاده می شود.
از سویی دیگر شیرمادر در مقایسه با سایر شیرها منجر به بیماری کمتر در کودکان می
شود در نتیجه هزینه درمان کاهش پیدا می کند. و علاوه بر این در بیمارستان هایی که
هم اتاقی کودک و مادر رعایت می شود عفونت و همه گیر شدن بیماری کمتر اتفاق افتاده و
در نتیجه مجدداً هزینه ها کاهش پیدا می کند.
ارز به خارج از کشور جهت واردات شیرخشک جلوگیری می کند. ۳- تغذیه انحصاری با شیر
مادر ارتباط مستقیم در کنترل جمعیت و تنظیم خانواده دارد بنابراین در صورت تغذیه
شیرخواران با شیر مادر امکانات اقتصادی کمتری به این امر اختصاص داده می شود.
مـــــــــادر :
مختلف هستند اما شیر مادر به جهت دارا بودن اجزای فعال سیستم ایمنی در محافظت کودک
نقشی مؤثر ایفا می کند از جمله ایمونوگلوبولین ها A، G و M.
آن در طول شبانه روز براساس نیاز شیرخوار تنظیم شود چرا که تعداد دفعات در نوزادان
مختلف، متفاوت است. برخی شیرخواران تند و برخی شیرخواران کند تغذیه می کنند.
ســــزارین:
زمان اولین تغذیه نوزاد با شیر مادر تأثیرگذار است. در این راستا بنابر اظهارات
معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی در بی حسی نخاعی مادر می تواند با کمک کارکنان
بیمارستان نوزادش را در اتاق ریکاوری شیر دهد اما در پی بیهوشی عمومی مادر با کمک
اطرافیان یک یا دو ساعت پس از ماندن در اتاق ریکاوری می تواند شیردهی را آغاز کند.
در سزارین مادر می تواند دراز کشیده در تخت به نوازد شیر دهد و یا در حالت نشسته
روی تخت درحالی که بالشی را با عنوان محافظ در پشت و بازوهایش قرار داده و یک بالش
روی پاها که نوزاد روی آن قرار می گیرد شیرخوار را تغذیه کند.
تغذیــــه در دو
قلــــــویــــی:
تغذیه نوزادان دوقلو با شیر مادر رعایت نکاتی ضروری است ؛ تغذیه مناسب و متعادل
مادر (حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کالری اضافی)، تکرار و استمرار شیردهی، تغذیه دوقلوها به
طور جداگانه در روزهای اول به دلیل سادگی این روش برای مادر هر چند که در این حالت
زمان شیردهی دو برابر می شود. در رابطه با سه قلویی ابتدا یک پستان برای هر بچه و
سپس بچه سوم از هر دو پستان تغذیه شود اما همیشه یک نوزاد آخرین نفر نباشد، در
صورتی که با تمام تلاش ها شیر مادر کافی نباشد و نیاز به شیر کمکی باشد هر دو نوزاد
تا حد امکان از شیر مادر تغذیه شوند آنگاه شیر کمکی با فنجان یا قاشق به هر دو
نوزاد خورانده شود. در این مورد نباید یک نوزاد با شیرمادر و نوزاد دیگری با شیرخشک
تغذیه شود.
متولد شوند برای ادامه حیات نیاز به تغذیه دارد. این که چه نوع تغذیه ای برای آنها
مناسب است باید گفته شود که شیرمادر نوزاد نارس با شیرمادر نوزاد رسیده متفاوت است
ولی با این وجود برای نوزادان نارس و کم وزن شیرمادر خود آن نوزاد مناسب تر است.
چرا که در شیر این مادران موادی وجود دارد که برای سیستم بدنی نوزاد نارس متناسب
است به عنوان مثال منیزیوم، آهن، چربی، پروتئین، شیرمادران نوزادان نارس بیشتر از
شیر مادران نوزادان رسیده است. چنانچه نوزادی با سن زیر ۳۴ هفته حاملگی متولد شود
به دلیل عدم قدرت کافی نوزاد در مکیدن و عدم هماهنگی در عکس العمل های مکیدن و
بلعیدن شیر مادر را می توان از طریق لوله داخل معده به نوزاد خوراند. اما چنانچه
نوزاد بالای ۳۴ هفته حاملگی متولد شود مستقیماً می تواند از پستان مادر تغذیه شود و
نیازی به استفاده از بطری نیست. در صورتی که نوزاد زیر ۱۶۰۰ گرم وزن داشت باز هم از
طریق لوله داخل معده شیر را دریافت می کند که البته در این حالت ابتدا باید مادر
شیر خود را دوشیده و در مدت حداکثر ۴۸ ساعت مصرف کند. و اما اگر وزن نوزاد ۱۶۰۰ گرم
باشد با استفاده از فنجان تغذیه با شیر مادر انجام می شود و همچنین شیرخوار می
تواند شیر را با مکیدن از پستان مادر دریافت کنند. که البته در این حالت ابتدا
نوزاد کم وزن مدت کوتاهی شیر می خورد سپس مدت طولانی استراحت کرده و مجدداً شیر می
خورد. در این مورد مادر باید اجازه دهد نوزاد استراحت کرده و سپس شیرخوردن را از سر
بگیرد.
:
می گوید: چسبیدن به آغوش و فیزیک مادر یک نیاز بنیادی بشر است، که در ۵۰ سال اخیر
مشخص شده است ارضاء این نیاز از همان دوران طفولیت منجر می شود که فرد در بزرگسالی
از لحاظ روانی به یک ثبات روانی رسیده و از آسیب های روانی مصون باشد تا جایی که
این افراد اضطراب های کمتری را تجربه می کنند و از لحاظ شخصیتی و روانی مقاوم تر
هستند. شیرخوردن یکی از راه های مؤثر در ارضای این غریزه است.غریزه ای که در صورت
ارضا در دوران طفولیت منجر به این می شود که ارتباطات عاطفی قوی بین مادر و فرزند
شکل گیرد تا بدان جا که حتی در بزرگسالی این ارتباط استحکام بیشتری پیدا خواهد کرد.
همچنین این گروه از افراد در همه دوران زندگی احساس تنهایی کمتری داشته و مسائلی
چون ترک والدین و سپردن به سرای سالمندان از سوی این خانواده ها کمتر اتفاق می
افتد. در ادامه بحث این روان شناس افزود: کودکانی که سرد بزرگ شده و ارتباطات عاطفی
کمتری بین آنها و مادر برقرار بوده در بزرگسالی این الگو را بر جنس موافق و مخالف
تعمیم خواهند داد.و اما در پایان این گزارش موضوع مهم و قابل ذکر احساس آرامش مادر
است که به هنگام شیرخوردن نوزاد در وی ایجاد می شود.
دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی ، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.
کشف کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانه هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید. با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی برای شما باشد.
این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».
اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید. در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.
چرا کودکان می پرسند ؟
از آغاز کودکی حس کنجکاوی شدیدی کودکان را تحریک میکند که از هر چیزی سر در بیاورند ،آنان پیش از آن که به حرف زدن آشنا گشته و راه رفتن را بیا موزند ، با لمس کردن اشیاء و خراب کردن آنها می خواهند از آنها اطلاع پیدا کنند ،وآنها را بشنا سند .کودکان وقتی به سن سه و چهار سالگی می رسند به جای لمس کردن و خراب نمودن ،این اطلاع و آشنایی را به وسیله ی پرسشهای گوناگون انجام می دهند ،لذا در این دوره کلمات (چرا و چطور) زیاد از زبان آنها شنیده می شود. این پرسشها از مو ضوعات بسیار ساده و کم اهمیت شروع شده ، بتدریج به سئوالات پیچیده منتهی می گردد،مثلاً بسیاری از کودکان می پرسند ستاره چیست ؟خدا کجا است ؟ چرا خداوند دیده نمی شود ؟... عطش شناسایی و درک نه تنها در طبقه ی کودکان وجود داردبلکه این تجسس فکری از مختصات انسان بوده در هر دوره و زمانی انسان ها می کوشند از هر چیزی سر در آورده ، مجهولات خود را کاهش دهند و به دانستنی های واقعی خود بیفزایند ، بسیاری از تمایلات انسان دوره ای و فصلی است ،یعنی در موقعی شروع و در زمانی پایان می یابد ، مثلاً بازی کودکان آغاز و انجامی دارد ولی حس کنجکاوی و درک انسان پایانی ندارد ، وتازه هر چه علم و دانش بشری فراوان تر می گردد ، ابهام و سئوال انسان ها نیز تو سعه بیشتری می یابد .
همانطور که کودکان از نظر جسمی نیازمند مواد غذائی می باشند،از لحاظ روحی نیز به غذای فکری احتیاج دارند و این نیاز مندی به وسیله ی پرسشهای کودکانه آنان ابزار می گردد.بنا برین سوالات آنان را نمی توان بی اهمییت تلقی کرد،چه این پرسشها از یک نیاز طبیعی سر چشمه گرفته زمینه آشنایی آنان را با محیط زندگی و جهان فراهم میسازد.دانشمندان معتقدند که کنجکاوی کودکان بی هدف نمی باشد،بلکه براساس امکا نات طبیعی،حس کنجکاوی زمینه، شناسی آنا نرا فراهم می سازد. روی این اصل ، یکی از اساسی ترین پایه های تر بیت، بر محورپاسخ های صحیح کودکان قرار داده شده است . پدران ومادران با بررسی این سئوالات به روحیات آنها پی برده ،بهتر خواهند توانست فرزندان خویش را پرورش دهند .
شخصیت کودک در گذشته
شخصیت فکری کودکان درگذشته کمتر موردتوجه بزرگترها قرار می گرفت ،زیرا نوعاً عقیده بر این بود که آنان از نظر فکری ناتوان ونارسا هستند ، لذا سئوالات اطفال را بچگانه تلقی کرده سر سری می گرفتند . برخی از پدران بجای جواب مساعد میگفتند : بعدها که بزرگ شدی خواهی فهمید ، عده دیگر که بر اثر اصرار کودکان مجبور بودند جوابی بدهند ،پاسخ هایی می دادند که برای کودکان قابل درک وفهم نبود ،زیرا با میزان فهم ودرک کودکان انطباق نداشت ،ودر مواردی هم بجای اینکه مشکل را حل نماید بر ابهام و اشکال آنان می افزودند .
دانشمندان تربیت ،امروزه کودک را یک انسان تلقی می کنند ، و برای دوران کودکی اهمیتی فراوان قائل می باشند و معتقدند که شخصیت آینده کودکان ارتباط مستقیمی با نحوه تعلیم وتربیت دوره کودکی وکیفیت ارتباط پدران ومادران باآنها ، و محیط تربیتی شان دارد . به سئوالا ت کودکان اهمیت فراوان می دهند و سرسری گرفتن و یا پاسخ های غیر صحیح دادن را ، عامل رکود و جمود فکری کودکان قلمداد می نمایند .
زبان کودکی :
کودک ازآغاز تولدغذای مخصوصی دارد،بتدریج که جسمش رشد میکند غذایش نیز از نظر کم و کیف تغییر می کند ،روی این اصل پاسخ سوالات کودکان نیز می بایستی با ظرفیت فکری آنان مناسبتی داشته باشد.وبعبارت دیکر پدران و مادران در موقعی که می خواهند به سوالات آنان جواب دهند توجه داشته باشند که کودکان در چه شرایطی قرار دارند و زبان آنان چگونه است به جای آنکه با زبان متعارف و معمولی با آنهاسخن بگویید ،بکو شند به همان زبان کودکی با آنان صحبت نمایند تا برایشان قابل درک باشد. دانشمندان معتقدند ،کودک در سن مخصوصی با استدلال و منطق آشنا میگردد،بنابراین ،پیش از آنکه کودکان به این سن برسند بایدد رحدودفهم و بینش آنان با آنهابحث و گفتگو کرد .بعدها که کودک رشد بیشتری پیدا کرد می تواند با دلیل و منطق ،مشکلات را برای آنها توجیه نمود .
زیانهای جبران ناپذیر :
اولین زیان جواب ندادن ،تحریک حس کنجکاوی کودکان خواهد بود ،و ممکن است پاسخ سوالات خود را از راه دیگری بدست آورند که به ضررو زیان آنان تمام شود ،ازاین گذشته کودکی که به سوال او بی توجهی شود ،حس اعتماد ش لطمه دیده دچار حساسیت می شود و از پرسش کردن در مراحل بعدی نیز خودداری خواهد کرد و به همین میزان از پرورش فکری باز خواهد ماند . برعکس کودکی که به سوالاتش اهمیت داده شده وبازبانی کودکانه جوابهائی برایش تهیه شود به فکر خود اعتماد پیدا کرده ،به شخصیت فکری خودمومن و معتقدخواهد شد ،ودر دوران جوانی نیز از پرسشهاو اظهار نظرهادچار شرمندگی کاذب نشده ،مشکلاتش را حل خواهد کرد .
سوالاتی که کودکان می نمایند دارای دو جنبه متمایز می باشداول آنکه مجهولی دارند و می خواهند ازآن اطلاع بیابند،دوم اینکه این سوال با زندگی کودکانه آنان ارتباط دارد ،و به عبارت دیگر ،اوضاع و احوال کودکی است که آنان را به سوال کردن وادارمی سازد ،چه کودک ،جریانی را می بیندویا می شنود و یا کاری را انجام می دهد سپس سوال میکند ،بنابراین پاسخ دهندگان باید توجه داشته باشند که پیدایش این سوالات ،ارتباط مستقیمی با رفتار و زندگی کودکان با دیگران دارد. یکی از دانشمندان می گوید :پیش از هر چیز باید توجه داشت که کودک کمتر صاف و طبیعی صحبت می کند ،اغلب بصورت رمز حرف میزند پس نباید سوالاتش را ظاهری تلقی کرد،بلکه با زندگی اوو رفتارش ارتباط مستقیم دارد و پاسخهای سرنوشت او را تعیین می نماید . بنابراین بکوشیم به سوالات آنان اهمیت داده با مهر و محبت و زبان کودکی با آنان سخن گفته ،پرسش هایشان راباپاسخ های صحیح پاسخ بدهیم .
* داستان هایى که درباره یک کودک و یا حیوانات آشناست براى کودک نیز جذاب است.
* هیچ گاه در صورت پاره کردن کتاب، او را سرزنش نکنید، کتاب را دوباره بچسبانید.
* از خط خطى کردن کتاب عصبانى نشوید در ۱۸ ماهگى او میل به خط خطى کردن دارد. کاغذ و مداد رنگى در اختیارش بگذارید.
* کودکان کتاب هایى را دوست دارند که ریتم داشته باشد. براى خواندن این کتاب ها، خودتان قبلا کتاب را بخوانید.
* بچه هاى سه چهار ساله، کتاب هایى را دوست دارند که شخصیت اصلى مشکلش را خودش حل کند.
* کتاب را وارد مسایل زندگى اش کنید. اگر به گربه علاقه دارد براى او کتاب گربه ها را بخوانید و …
* از نیروى خلاق خودتان استفاده کنید و شرایط قبل و یا بعد از کتاب را پربار کنید مثلا زمانى که دارد بیسکویت مى خورد قصه موشى که تمام بیسکویت هایش را خورد، یا بعد از قصه کلاهى که باد آن را برد، ساختن یک کلاه با روزنامه هاى باطله و …
* کتاب را قبل از خواندن براى کودکتان چند بار بخوانید.
* حین خواندن روى کلمه ها مکث کنید و آن را با احساس بخوانید.
* کودکان قصه هاى بلند را دوست ندارند.
* کودکان شخصیت هاى ملموس را مى پسندند.
* کلمات دشوار را حذف نکنید بلکه در مورد آن صحبت کنید.
* کودک را به کتابفروشى ببرید زیرا داروخانه و روزنامه فروشى ها جاى مناسبى براى کتاب هاى باارزش نیستند.
* به او کمک کنید تا قصه نقاشى را تعریف کند، آن را بنویسید و برایش بخوانید.
* هرگز نوارهاى قصه گویى، جاى خواندن کتاب و یا قصه گویى شما را نمى گیرد.
* از مجلات قدیمى تصاویرى را ببرید و به او کمک کنید تا کتاب تصویر بسازد.
* اگر مى خواهید از نوارها استفاده کنید قبلا خودتان آن را گوش کنید، سپس به همراه کودک نوار را گوش کرده و به سوالات او پاسخ دهید و بگذارید به تنهایى به نوار گوش کند.
* محتواى نوارها و کتاب ها باید با ذهنیت کودک همخوانى داشته باشد.
* براى تماشاى تلویزیون جدول زمان تهیه کنید تا فرصتى براى سایر فعالیت ها نیز باشد.
* ارزش ها و پیام هاى اخلاقى نباید به صورت دستورى و یا مستقیم باشد.
* از الگوهاى همیشگى جنسیت استفاده نکنید.
* فهرست مناسبى از کتاب هاى گروه سنى کودکتان فراهم کنید و براى خرید کتاب قبل از سایر خریدهایتان دقت به خرج بدهید و وقت صرف کنید.
* دفترچه اى تهیه کنید و فهرست کتاب هایى را که براى فرزندتان خوانده اید در آن بنویسید.
* کودکان بنا به دلایلى تکرار را دوست دارند بنابراین کتاب هاى خوانده شده را مى توانید بارها و بارها بخوانید.
* گاهى از او بخواهید قصه شنیده را تمام کند مهم این نیست که چگونه، مهم بیان لغات است.
* هرگز از او نپرسید که کتاب چه پیامى داشت اما مى توانید بپرسید که خوب بعد از آن چه شد؟ چرا و چگونه و …
* براى قراردادن کتاب ها، جایى را از همان ابتدا مشخص کنید.
* خواندن با علاقه و درست کلیدى است براى موفقیت در مدرسه.
و آخرین نکته: خودتان کتاب بخوانید، پدر و مادر کتابخوان فرزندان کتابخوان دارند.
| Design By : Pichak |
